نوشته شده در

استرس اکسیداتیو در التهاب لثه

التهاب لثه (پریودنتال) باعث افزایش استرس‌های  اکسیداتیو  شده و تولید گونه‌های اکسیداتیو فعال (ROS) در ادامه باعث آسیب بافتی می‌شود. همانطور که پیش‌تر گفته شد توسط مکانیسم‌های مختلفی تولید می‌شوند. از آنجا که تولید ROS اجتناب ناپذیر است، لذا باید سیستم پیچیده از آنتی اکسیدانت‌ها در دفاع در برابر استرس اکسیداتیو وجود داشته باشد. آنتی اکسیدانت‌های تولید شده در بدن در کنترل اثرات و جلوگیری از آسیب‌های ایجاد شده توسط گونه فعال کنترل نشده، مفید هستند.

ملاتونین (N استیل-5-متوکسی تریپتامین) هورمونی است که توسط غدد صنوبری و تا حدی نیز توسط شبکیه چشم، جسم مژگانی، لنز، غده اشکی، روده و پوست ترشح می‌شود و از طریق پلاسما به بزاق منتقل می‌شود. ملاتونین نسبت به سایر آنتی اکسیدانت‌ها قوی‌تر بوده و در هر دو سطح آنزیمی و ژنومی عمل می‌کند.ملاتونین به عنوان تنظیم‌کننده بیان ژن‌های گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز و همچنین یک مدولاتور ایمنی بدن و پروموتور تشکیل استخوان، شناخته شده است.

به منظور بررسی و مقایسه ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی تام (TAC) و سطح هورمون ملاتونین در بزاق زنان مبتلا التهاب لثه مطالعه‌ای در سال 2016 طراحی شد که در آن از دو گروه از زنان در گروه های سنی باروری و پس از یائسگی استفاده کردند زیرا سطح هورمون ملاتونین در یائسگی تغییر می کند.

مقادیر TAC، در زنان مبتلا به پریودنتیت مزمن به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. مطالعه بیشتر در مورد کاهش در سطح ملاتونین و ظرفیت تام آنتی‌اکسیدانتی (TAC) در زنان مبتلا به پریودنتیت مزمن نسبت افراد سالم ملاتونین نشان داد که ملاتونین بزاقی می‌تواند به عنوان یکی از نشانگرهای بیماری پریودنتال استفاده شود. با این حال مطالعات بیشتری در این زمینه نیاز هست تا بدانیم چگونه ملاتونین به عنوان یک آنتی اکسیدانت قوی عمل در دندان عمل می کند.

 

منبع:

Ramesh A, Prakash AP, Thomas B, Shetty M. Salivary melatonin and total antioxidant capacity in reproductive and postmenopausal women. Journal of the International Clinical Dental Research Organization. 2016 Jan 1;8(1):39.

نوشته شده در

مسدود کردن مسیر سیگنالینگ نورون، درمان جدید نوروپاتی محیطی

مسدود کردن مسیر سیگنالینگ نورون، درمان جدید نوروپاتی محیطی

محققان در دانشکده پزشکیCalifornia San Diego با همکاری موسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی، دانشگاه مانیتوبا و مرکز تحقیقات Albrechtsen بیمارستان سنت Boniface در کانادا، مسیر سیگنالینگ مولکولی را شناسایی کرده‌اند که هنگام مسدود شدن، رشد نورون حساس را افزایش می‌دهد و نوروپاتی محیطی را در مدل‌های سلولی، جوندگان مبتلا به دیابت نوع 1 و 2 و نوروپاتی ناشی از شیمی‌درمانی و HIV از بین می‌برد.
نوروپاتی محیطی (PR) وضعیتی است که از آسیب به سیستم عصبی محیطی ایجاد می‌شود و علایم بی‌حسی، سوزن شدن، ضعف عضلانی تا درد شدید، فلج و اختلال حرکتی را بروز می‌دهد. سیستم عصبی محیطی، شبکه ارتباطی گسترده‌ای است که اطلاعات بین سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) و سایر اندام های بدن را برقرار می‌کند. حدود 20 میلیون آمریکایی دارای نوعی از PR هستند که می‌تواند نشانه بسیاری از بیماری‌ها، از جمله دیابت، HIV و یا یک اثر جانبی از انواع شیمی درمانی باشد.
نیگل کالکات، دکترا، استاد آسیب شناسی در دانشکده پزشکی دانشگاه سن دیگو، گفت: “نوروپاتی محیطی، علت اصلی و به طور عمده درمان نشده رنج انسان است.

تحقیقات اخیر برخی از فرآیندهای اساسی درگیر در رشد عصب محیطی سالم و بازسازی آن را بیان می‌کند. از جمله میتوکندری، اندام¬های سلولی تولیدکننده مولکول انتقال انرژی آدنوزین تری فسفات (ATP) که نقش حیاتی در بازسازی عصب پس از آسیب دارند.
محققان به دنبال مولکول‌های کلیدی و مکانیسم‌های مورد استفاده در رشد و بازسازی عصب بوده و به طور خاص اشاره کرده‌اند که رشد عصبی با فعال شدن گیرنده‌های muscarinic acetylcholine محدود می‌شود. Acetylocholine انتقال دهنده عصبی است كه معمولا با فعال شدن سلول ارتباط دارد.

با شناسایی این مسیر سیگنالینگ، دانشمندان معتقدند اکنون می‌توان از داروهای acetylocholine به عنوان درمان جدید برای نوروپاتی محیطی استفاده کرد. مشخصات ایمنی داروهای anti-muscarinic با بیش از 20 سال بررسی بالینی، به خوبی مشخص شده است و درمان‌های آنتاگونیست anti-muscarinic بسیار سریع می‌تواند به مرحله آزمایش‌های بالینی برسد.

 

منبع:

Calcutt, N.A., Smith, D.R., Frizzi, K., Sabbir, M.G., Chowdhury, S.K.R., Mixcoatl-Zecuatl, T., Saleh, A., Muttalib, N., Van der Ploeg, R., Ochoa, J. and Gopaul, A., 2017. Selective antagonism of muscarinic receptors is neuroprotective in peripheral neuropathy. The Journal of clinical investigation, 127(2), p.608.

نوشته شده در

اپیتوپ مالون‌دی‌آلدهید، عامل موثر در التهاب کبدی

بیماری‌های مرتبط با رژیم غذایی مانند بیماری کبد چرب غیر الکلی (NAFLD)، دارای یک عنصر التهابی عمده هستند. با این حال، مسیرهای مولکولی مرتبط با رژیم غذایی که منجر به التهاب می‌شوند، ناشناخته است. در یک مطالعه جدید، دانشمندان مرکز تحقیقاتی CeMM دانشکده مولکولی آکادمی علوم اتریش و دانشگاه پزشکی وین، پروسه‌های التهابی مهمی را در بیماری NAFLD شناسایی کردند. علاوه بر این، مطالعه منتشر شده در Hepatology نشان می‌دهد که مالون‌دی‌آلدهید (MDA) بیومارکر استرس اکسیداتیو، نقش مهمی در بروز NAFLD دارد و می‌تواند توسط آنتی‌بادی‌های طبیعی خنثی شود که به عنوان یک رویکرد جدید در درمان بالقوه این بیماری شایع معرفی می‌شود.

ترکیبی از رژیم غذایی غلط و فقدان ورزش می‌تواند به مشکلات جدی سلامتی منجر شود: در سراسر جهان، موارد چاقی، فشار خون بالا یا مقاومت به انسولین در سطح هشداردهنده قرار دارند. در نتیجه، خطر ابتلا به بیماری‌های مرتبط با التهاب مانند دیابت نوع 2، NAFLD و بیماری‌های قلبی عروقی بر این اساس افزایش یافته است. با این حال، مسیرهای دقیق که عادات غذایی را با التهاب ناشی از آن پیوند دهند تاکنون به خوبی شناخته نشده است.

محققان تنها توانسته‌اند پروسه‌های زیست شناختی را که منجر به التهاب مزمن حاصل از رژیم غذایی غلط در موش‌ها بروز می‌کند را شناسایی کنند علاوه بر این، دانشمندان MDA را یک عامل کلیدی در التهاب کبدی می‌دانند که می‌تواند با آنتی‌بادی‌های طبیعی خنثی شود.

مالون‌دی‌آلدهید مولکول بسیار واکنشی، محصولی از تجزیه چربی و بیومارکر استرس اکسیداتیو است که بر روی سطح سلول‌های مرده در کبد تجمع می‌یابد. این مولکول به طور شیمیایی به پروتئین‌های غشایی و یا فسفولیپید‌ها متصل می‌شود و به این ترتیب اپیتوپ‌های MDA را تشکیل می‌دهد. گروه تحقیقاتی نشان داد که این اپیتوپ‌های MDA باعث ایجاد ترشح سیتوکین و همچنین استخراج لکوسیت‌ها می‌شود و در نتیجه باعث التهاب می‌گردد.

محققان نقش مهم این اپیتوپ‌های MDA را در التهاب کبدی ناشی از رژیم غذایی بررسی کرده‌اند. با تزریق داخل وریدی از یک آنتی بادی MDA خاص که به طور انتخابی به اپیتوپ‌های MDA متصل می‌شود، می‌توان التهاب را در موش‌ها بهبود بخشید. این مطالعه نشان می‌دهد که با بررسی توالی RNA و تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک داده‌های مربوط به ترجمه، مکانیزم‌های کلیدی در برخی از بیماری‌های شایع را می‌توان بررسی کرد که این یافته‌ها در مدل‌های موش تایید می‌کند که استفاده از آنتی‌بادی‌های خاص برای اپیتوپ‌های MDA یک رویکرد جدید امیدوار کننده برای توسعه استراتژی‌های درمانی می‌باشد.

 

 

منبع:

Busch, C.J.L., Hendrikx, T., Weismann, D., Jäckel, S., Walenbergh, S., Rendeiro, A.F., Weißer, J., Puhm, F., Hladik, A., Göderle, L. and Papac‐Milicevic, N., 2017. Malondialdehyde epitopes are sterile mediators of hepatic inflammation in hypercholesterolemic mice. Hepatology65(4), pp.1181-1195.

نوشته شده در

از دمای بدن به سلامتی خود پی ببرید(قسمت اول)

دمای بدن افراد به چه میزان است؟

دمای طبيعی هسته‌ای بدن انسان بالغ سالم، که در حالت استراحت قرار دارد، در حدود 98.6 درجه فارنهایت یا 37.0 درجه سانتیگراد است. گرچه درجه حرارت بدن در فرد می‌تواند متفاوت باشد، بدن سالم می‌تواند دمای نسبتا ثابت را حفظ کند که در اطراف علامت 37 درجه سانتیگراد است. محدوده طبیعی دمای بدن انسان به علت نرخ سوخت و ساز افراد تغییر می‌کند، هرچه سوخت و ساز بالاتر (سریعتر) باشد، دمای بدن  بالاتر از حد طبیعی؛ یا کاهش میزان متابولیسم بدن، دمای پایین تر از دمای طبیعی بدن را نشان می‌دهد. عوامل دیگری که ممکن است بر بدن بدن فرد تاثیر بگذارند ممکن است زمان روز یا بخشی از بدن است که دما در آن اندازه‌گیری می‌شود. دمای بدن در صبح پایین‌تر است، به دلیل استراحت دریافت شده‌ی بدن، و بالاتر در شب بعد از یک روز فعالیت عضلانی و پس از غذا.

دمای بدن نیز در قسمت‌های مختلف بدن متفاوت است. دمای دهانی، که راحت‌ترین نوع اندازه‌گیری دما است، در دمای 37.0 درجه سانتیگراد است. این دما استاندارد پذیرفته شده برای دمای طبیعی هسته بدن است. درجه حرارت زیربغل یک اندازه‌گیری خارجی است که در زیربغل یا بین چین‌خوردگی پوست در بدن انجام می‌شود. این طولانی‌ترین و نادرست‌ترین روش اندازه‌گیری دمای بدن است، دمای طبیعی در دمای 97.6 درجه فارنهایت یا 36.4 درجه سانتیگراد کاهش می‌یابد. دما رکتال یک اندازه گیری داخلی در راست روده است که در دمای 99.6 درجه فارنهایت یا 37.6 درجه سانتی گراد قرار دارد. این کمترین زمان و دقیق ترین نوع اندازه گیری دمای بدن است که اندازه گیری داخلی است. اما قطعا، راحت‌ترین روش برای اندازه‌گیری دمای بدن یک فرد نیست.

آیا این درجه حرارت برای همه سنین یکسان است؟

بدن شما توانایی تنظیم تغییرات دما در زمان بزرگسالی را دارد. به طور کلی، افراد مسن‌تر گرما را سخت تر نگه می‌دارند. آنها همچنین دارای درجه حرارت بدنی پایین‌تر هستند. درجه حرارت بدن بر اساس سن به صورت زیر محاسبه می شود:

  • بچه ها و کودکان. در نوزادان و کودکان، دمای بدن به طور متوسط 97.9 درجه فارنهایت (36.6 درجه سانتی گراد) تا 99 درجه فارنهایت (37.2 درجه سانتیگراد) است.
  • بزرگسالان در میان بزرگسالان، درجه حرارت بدن به طور متوسط 97 درجه فارنهایت (36.1 درجه سانتیگراد) تا 99 درجه فارنهایت (37.2 درجه سانتیگراد) است.
  • بزرگسالان بالای 65 سال. در افراد مسن، درجه حرارت بدن پایین تر از 98.6 درجه فارنهایت (36.2 درجه سانتی گراد) است.

به خاطر داشته باشید که دمای بدن طبیعی از فرد به فرد متفاوت است. دمای بدن شما ممکن است تا 1 درجه فارنهایت (0.6 درجه سانتیگراد) بالاتر یا کمتر از دستورالعمل بالا باشد. شناسایی محدوده طبیعی خود باعث می‌شود آسان تر بدانید چه زمانی تب دارید.

چه عواملي مي تواند بر درجه حرارت شما تأثير بگذارد؟

دکتر Carl Wunderlich، دکتر آلمانی، دمای بدن را در طول قرن نوزدهم در دمای 98.6 درجه سانتیگراد (37 درجه سانتیگراد) تشخیص داد. اما در سال 1992، نتایج حاصل از یک منبع تحقیق، پیشنهاد کرد که این میانگین را به نفع یک درجه پایین‌تر دمای بدن 98.2 درجه فارنهایت (36.8 درجه سانتیگراد) در نظر بگیرند.

محققان خاطر نشان کردند که بدن ما در طول روز گرم می شود. در نتیجه تب در صبح زود ممکن است در دمای پایین تر از تب که بعدا در روز ظاهر شود رخ دهد. زمان روز تنها عاملي است که مي تواند دما را تحت تأثير قرار دهد. همانطور که در محدوده بالا نشان می دهد، افراد جوان تر درجه حرارت بدن متوسط ​​بالاتری دارند. این به این دلیل است که توانایی ما برای تنظیم دمای بدن با سن کاهش می یابد. سطح فعالیت های فیزیکی و برخی غذاها یا نوشیدنی ها نیز می تواند بر سلامت بدن تأثیر بگذارد. درجه حرارت بدن زنان نیز تحت تأثیر هورمون ها قرار می گیرد و ممکن است در طی دوره های قاعدگی زن در نقاط مختلف افزایش یا کاهش یابد. علاوه بر این، چگونگی اندازه‌گیری دما می‌تواند روی خواندن دما تاثیر بگذارد. دمای قوزک پا می تواند تا حد زیادی پایین‌تر از دمای دهان باشد. دمای دهان اغلب کمتر از دمای گوش و یا مقعد است.

منابع:

Sund‐Levander, M., Forsberg, C. and Wahren, L.K., 2002. Normal oral, rectal, tympanic and axillary body temperature in adult men and women: a systematic literature review. Scandinavian journal of caring sciences16(2), pp.122-128.

از دمای بدن به سلامتی خود پی ببرید(قسمت دوم)

نوشته شده در

استرس‌اکسیداتیو در بیماری‌های تنفسی آلرژیک

شواهد فراوانی وجود دارد مبنی براینکه اختلالات آلرژیک، مانند آسم، رینیت و درماتیت آتوپیک توسط استرس اکسیداتیو واسطه می‌شوند. قرار گرفتن بیش‌از حد در معرض اکسیژن فعال و گونه‌های نیتروژن مشخصه استرس اکسیداتیو است و منجر به آسیب پروتئین‌ها، چربی‌ها و DNA می‌شود. استرس اکسیداتیو نه تنها در نتیجه التهاب بلکه در اثر قرار گرفتن در معرض محیط زیست در اثر آلودگی هوا و دود سیگار رخ می‌دهد. محلی‌سازی خاص آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی در ریه و واکنش سریع اکسیدنیتریک با گونه‌های فعال اکسیژن مانند سوپراکسید، نشان می‌دهد که آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی ممکن است به عنوان عوامل سیگنالینگ سلولی یا تنظیم‌کننده سیگنالینگ سلولی نیز عمل کنند. مداخلات درمانی که باعث کاهش مواجهه با گونه‌های اکسیژن واکنش‌پذیر محیطی یا تقویت دفاع آنتی‌اکسیدانی درون‌زا می‌شوند، می‌توانند به عنوان روش‌های درمانی کمکی برای اختلالات تنفسی آلرژیک مفید باشند.
اکسیژن برای زندگی هوازی بسیار مهم است، اما به‌طور متناقض، حتی در غلظت اتمسفر نیز می تواند سمی باشد. در سلول‌های هوازی اکسیژن به عنوان یک گیرنده الکترونی در بسیاری از واکنش‌های آنزیمی و غیرآنزیمی عمل می‌کند. با این وجود، افزودن الکترون‌ها به اکسیژن می‌تواند منجر‌به تشکیل گونه‌های اکسیژن واکنش‌پذیر سمی شود. همه ارگانیسم‌ها دفاعی پیچیده سلولی را دارند که به طور جمعی آنتی‌اکسیدان‌ها برای غلبه بر این سمیت تکامل یافته‌اند.

 Opens large image

عدم تعادل بین گونه‌های اکسیژن فعال و آنتی‌اکسیدان‌ها، استرس‌اکسیداتیو نامیده می‌شود که می‌تواند منجربه استرس بالا شود. الف؛ به طور معمول، آنتی اکسیدان‌های کافی در دستگاه تنفسی وجود دارد به طوری که تولید مقدار کمی از انواع اکسیژن واکنش‌پذیر بی‌نتیجه است. ب؛ اگر هم آنتی اکسیدان‌ها کاهش یافته و یا تولید گونه‌های اکسیژن واکنش‌پذیر افزایش یابد (به عنوان مثال، در هنگام تشدید آسم)، تعادل آنتی‌اکسیدان‌ها و گونه‌های اکسیژن فعال به سمت استرس اکسیداتیو سوق می‌یابد.
استرس اکسیداتیو در بسیاری از اختلالات آلرژیک و سیستم ایمنی بدن رخ می‌دهد. اگرچه بیشتر تحقیقات در مورد بیماری‌های آلرژیک و سیستم ایمنی بر اثرات سمی گونه‌های اکسیژن فعال انجام شده‌است، شواهد در حال افزایش وجود دارد که گونه‌های اکسیژن واکنش‌پذیر در غلظت های فیزیولوژیکی ممکن است نقش‌های اضافی مانند واسطه‌های سیگنالینگ سلولی ایفا کند.

استرس اکسیداتیو در آسم

بسیاری از مشاهدات نشان می دهد که استرس اکسیداتیو نقش مهمی در پاتوژنز آسم دارد. اگرچه اندازه گیری مستقیم گونه های واکنش دهنده اکسیژن در بیماران آسم دشوار است، اما مطالعات اخیر در مورد گازهای بازدم‌شده از بیماران آسم افزایش سطح پراکسید هیدروژن و اکسیدنیتریک را نشان داده است.  سلول های التهابی راه هوایی منبع احتمالی این افزایش‌ها هستند. به عنوان مثال، ماکروفاژهای راه هوایی از بیماران آسم تولید سوپراکسید بیشتری نسبت به گروه شاهد دارند، بروز آنتی‌ژن باعث افزایش گونه‌های اکسیژن واکنش‌پذیر خودبه‌خود از ائوزینوفیل‌های راه هوایی در بیماران مبتلا به آسم می‌شود. IFN-γ این پاسخ را در بیماران آلرژیک افزایش می‌دهد. همچنین یک منبع است که در هنگام اتصال IgE به گیرنده‌های غشایی،و ائوزینوفیل‌های جدا شده از بیماران آسم 24 ساعت پس از چالش آنتی‌ژن، مونوسیت‌های خون محیطی برای ترشح سوپراکسید فعال می‌شوند و 24 ساعت پس از چالش آنتی‌ژن جداشده، باعث تولید پراکسیدهیدروژن بیشتری می‌شوند. با این‌حال، هر دو سلول هوایی و التهاب داخل عروقی باعث افزایش استرس اکسیداتیو در آسم می‌شوند.

محققان متعدد نشان داده‌اند که افزایش در گونه‌های اکسیژن واکنشی که در هنگام آسم رخ می‌دهد، با آسیب طیف گسترده‌ای از مولکول‌های بیولوژیکی در ریه همراه است. افزایش در isoprostanes راه هوایی،و همچنین ایزوپرواستان‌های ادراری، نشان می‌دهد که استرس اکسیداتیو هر دو در غشای سلول‌های اپیتلیال و غشای سلول‌های اندوتلیال رخ می‌دهد. nitrotyrosine بالا و chlorotyrosine، سطح از نمونه‌های لاواژ مجاری هوایی نشان می‌دهد که پروتئین ها نیز آسیب دیده‌اند. اگرچه عواقب تغییرات اکسیداتیو در پروتئین‌ها به خوبی مورد مطالعه قرار نگرفته‌است، محققان متعددی فعالیت کاهش‌یافته پروتئین‌ها، مانند مهارکننده  پروتئیناز را نشان داده‌اند. درمان با استروئید باعث کاهش پراکسیدهیدروژن، نیتروتیروزین و تشکیل اتان می‌شود و این نشان‌دهنده ارتباط بین التهاب و استرس اکسیداتیو است. افزایش گونه‌های واکنش پذیر اکسیژن در هنگام تشدید آسم ممکن است دفاع آنتی‌اکسیدانی درون‌زا را تحت‌الشعاع قرار دهد. اگرچه گلوتاتیون در مجاری هوایی در بیماران آسم افزایش یافته است، اما نسبت اکسیدشده به گلوتاتیون کاهش‌یافته نیز افزایش می‌یابد. افزایش این گلوتاتیون کاهش‌یافته نشانگر پاسخ تطبیقی ​​است. با این‌حال، دیگر آنتی‌اکسیدان‌های راه هوایی، مانند آسکوربات و توکوفرول کاهش‌یافته‌است، و فعالیت SOD در سلول‌های حاصل از نمونه‌های لاواژ و مسواک‌زدن بیماران مبتلا به آسم کاهش می‌یابد.

منبع:

Bowler, R.P. and Crapo, J.D., 2002. Oxidative stress in allergic respiratory diseases. Journal of Allergy and Clinical Immunology110(3), pp.349-356.

 

نوشته شده در

درمان بیماری لیكن پلان با PRP

لیكن پلان (Lichen planopilaris) یکی از بیماری‌های پوستی شایع در سنین میانسالی بوده و به صورت بثورات جلدی مزمن كه مسری یا سرطانی نیست، نمایان می‌شود.  این عارضه ممكن است پوست پاها، تنه ، بازو، مچ دست، سر یا آلت تناسلی مرد؛ پوشش داخلی دهان یا مهبل؛ ناخن‌های پا و دست (اطراف یا تقریباً زیر بستر ناخن ) را درگیر سازد.

درمان‌های زیادی برای این بیماری پیشنهاد شده ولی اخیرا محققان دانشگاه رم ایتالیا، روش جدیدی را پیشنهاد داده‌اند که در آن ازPRP (Platelet-Rich Plasma) برای درمان بیمارانی که به کورتیکواستروئید جواب نداده‌اند، استفاده شده و نتایج نشان دهنده اثرات مفید این روش درمانی می‌باشد. PRP یک فرآورده خونی به معنای پلاسمای غنی از پلاکت است که طی یک فرایند جداسازی از خون تازه و لخته نشده تهیه می‌شود.  پلاکتها گروهی از سلولهای خونی هستند که در پاسخ به آسیب بافتی و پارگی عروق فعال شده و با ایجاد لخته منجر به انعقاد خون می‌شوند.

برای ارزیابی پاسخ به درمان و آگاهی از روند بیماری یکی از فاکتورهایی که مورد ارزیابی قرار می دهند اندازه پروفایل آنتی اکسیدانتی در بیماران مبتلا به لیکن پلان می‌باشد که در این زمینه اندازه گیری TAC و MDA نسبت به بقیه فاکتور ها در الویت قرار دارد.

 

منبع:

Bolanča Ž, Goren A, Getaldić‐Švarc B, Vučić M, Šitum M. Platelet‐rich plasma as a novel treatment for lichen planopillaris. Dermatologic therapy. 2016 Mar 1.

Channe PP, Kelwalramani R, Channe SP, Shete AV, Rajpurohit L. A comparative evaluation of whole blood total antioxidant capacity using nitroblue tetrazolium reduction test in patients with oral lichen planus and healthy subjects. Journal of Oral Medicine, Oral Surgery, Oral Pathology and Oral Radiology. 2016;2(2):58-61.

نوشته شده در

آنتی اکسیدان ها قدرت باروری مردان را افزیش می‌دهند

محققان دانشگاه استرالیا و دانشگاه Monash  کشف کرده‌اند که رژیم غذایی آنتی­‌اکسیدانتی می‌تواند به حفظ باروری مردان کمک کند.

دکتر ماریا آلمبرو و پروفسور سیمونز از مرکز زیست شناسی تکاملی UWA و دکتر Damian Dowling از دانشکده علوم زیستی دانشگاه Monash ، در مورد جیرجیرک­‌ها مطالعه کردند و دریافتند که ترکیبی از آنتی‌اکسیدان‌ها بهترین سلاح برای تقویت سلامت جنسی مردان است .

پروفسور سیمونز گفت مولکول‌هایی با قدرت واکنش بالا با عنوان رادیکال‌های آزاد ، محصولات متابولیسم­ سلولی که به عنوان سوخت سلولی عمل می‌کنند را از بین می‌برند. اگر رادیکال­های آزاد توسط آنتی اکسیدان‌ها خنثی نشوند باعث آسیب سلول ها خواهند شد.

دکتر آلبرو گفت اسپرم‌ها در معرض حمله رادیکال‌های آزاد هستند و این مطالعه نشان داده است که بهترین دفاع در برابر صدمه اسپرم، حضور دو آنتی­اکسیدان ویتامین E و بتا کاروتن است.

می­توان گفت اسپرم‌ها با هم رقابت می‌کنند و ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم که موفق‌ترین اسپرم ماندگاری بالایی تا زمان رسیدن به سلول همتای ماده دارد . مطالعه‌ها نشان داد که اسپرم مردانی که از آنتی اکسیدان‌ها تغذیه می کنند نیمه عمر بالاتری نسبت به اسپرم مردان بدون رژیم آنتی اکسیدانی دارند.

دکتر داولینگ گفت دانشمندان پزشکی قبلا شواهدی را ارائه کرده اند که آنتی اکسیدان ها در حفظ سلامت اسپرم مهم هستند.

تحقیقات دانشمندان تنها به شرایط آزمایشگاهی محدود نشده بلکه آزمایش برروی موجود زنده، نشان می‌دهد که آنتی‌اکسیدان ها در تولید مثل جنس نر بسیار مهم هستند. این آزمایش تحت شرایط سختگیرانه و با استفاده از جیرجیرک‌هایی که رژیم غذایی آنتی‌اکسیدانی دارند به عنوان نمونه انجام شد و محققان اکنون مکانیزم دقیقی را معرفی کرده‌اند که مشخص می‌کند آنتی اکسیدان های غذایی باعث افزایش باروری جنس نر در این حشرات می‌شوند.

 

منبع:

Almbro, M., Dowling, D.K. and Simmons, L.W., 2011. Effects of vitamin E and beta‐carotene on sperm competitiveness. Ecology letters, 14(9), pp.891-895.

نوشته شده در

نیتریک اکساید در بیماری‌های قلبی‌عروقی

نیتریک اکساید (NO) یک پیام‌رسان رادیکال آزاد است که نقش مهمی در حفاظت مقابل بروز و پیشرفت بیماری‌های قلبی‌عروقی دارد. بیماری قلبی‌عروقی با تعدادی از اختلالات مختلف شامل هیپوکلسترولمی، فشار خون بالا و دیابت همراه است.

نیتریک اکساید دارای طیف وسیعی از خواص بیولوژیک است که باعث حفظ هوموستاز عروقی می‌شود که با لیست رو به رشدی از عوامل مختلف، از جمله مواردی که به طور معمول به عنوان عوامل خطر برای آترواسکلروز مانند فشار خون بالا و هیپوکلسترولمی همراه است، کاهش انتشار نیتریک اکساید به دیواره شریانی منجر به اختلال سنتز یا تخریب اکسیدکننده بیش از حد می‌گردد.کاهش اکسید نیتروژن ممکن است موجب انقباض عروق کرونر در طی ورزش یا استرس ذهنی شود و باعث تحریک ایسکمی قلب در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر شود.

علاوه بر این، کاهش نیتریک اکساید ممکن است التهاب عروقی را تسهیل کند که می‌تواند منجر به اکسیداسیون لیپوپروتئین‌ها و تشکیل سلول‌های فوم و آترواسکلروز شود. درمان‌های متعددی برای ارزیابی احتمال معکوس کردن اختلال اندوتلیال با افزایش انتشار نیتریک اکساید از اندوتلیوم، از طریق تحریک سنتز اکسید نیتریک یا حفاظت از اکسید نیتریک از غیر فعال شدن اکسیداتیو و تبدیل به مولکول‌های سمی، مورد بررسی قرار گرفته است.

بیماری‌های قلبی‌عروقی زمینه‌ای برای اکثر بیماری‌ها مانند آترواسکلروز است که به نوبه خود با اختلالات عملکردی اندوتلیال مرتبط است. نقش محافظتی قلبی NO شامل تنظیم فشار خون، مهار تجمع پلاکت‌ها و چسبندگی لکوسیتی و پیشگیری از تکثیر سلول‌های عضلانی صاف است. به نظر می‌رسد که کاهش قابلیت زیستی NO یکی از عوامل اصلی بیماری‌های قلبی و عروقی است.

در شرایط پاتولوژیک، تولید بیش از حد اکسید نیتروژن توسط NOS القا شده صورت گرفته که داروهای ضدافسردگی مانند سیکلوسپورین A مهار بیان NOS را از طریق واسطه‌های پیچیده داخل سلولی انجام می‌دهد. اختلال در فعالیت NOS در دیواره شریان همراه با توسعه آترواسکلروز، اسپاسم و ترومبوز، ممکن است به بهبود انواع بیماری‌ها مانند پرفشاری خون و بیماری‌های عروقی و دیابتی کمک کند. هم‌چنین معکوس کردن نقص تولید نیتریک اکساید با عوامل درمانی از جمله مهارکننده آنزیم تبدیل آنژیوتانسین، منجر به حفاظت در مقابل بروز بیماری‌های قلبی عروقی می‌شود.

 

منابع:

Cannon, R.O., 1998. Role of nitric oxide in cardiovascular disease: focus on the endothelium. Clinical chemistry44(8), pp.1809-1819.

Naseem, K.M., 2005. The role of nitric oxide in cardiovascular diseases. Molecular aspects of medicine26(1), pp.33-65.

Napoli, C. and Ignarro, L.J., 2009. Nitric oxide and pathogenic mechanisms involved in the development of vascular diseases. Archives of pharmacal research, 32(8), pp.1103-1108.

Dusting, G.J., 1995. Nitric oxide in cardiovascular disorders. Journal of vascular research32(3), pp.143-161.

 

نوشته شده در

ژن‌های مرتبط با طول عمر در بیماری کلستاز نوزادی

محققان ژن‌های مرتبط با بقا را در کودکان مبتلا به کلستاز نوزادی شناسایی می‌کنند.

دانشمندان در مرکز پزشکی بیمارستان کودکان یک الگوی بیانی برای ۱۴ ژن  دخیل در طول عمر نوزادان مبتلا به کلستازی نوزادان را شناسایی کردند. این بیماری در کودکان با پیوند کبد بسیار رایج است.

این پژوهشگران هم‌چنین دریافتند که آنتی‌اکسیدان N استیل سیستئین (NAC) منجر به کاهش آسیب کبدی و فیبروز (بافت پیوندی رشته‌ای) در موش مبتلا به کلستازی و افزایش زمان بقا می‌شود.

کلستازی نوزادی همچنین به نام  extrahepatic ductopenia ، یک بیماری کبدی در کودکان است که در آن یک یا چند مجرای صفرا، به طور غیر طبیعی باریک و یا مسدود می‌شوند. این بیماری می‌تواند مادرزادی یا اکتسابی باشد. کلستازی به عنوان یک نقص مادرزادی بیشتر در آسیای شرقی با مقدار 1 در 5000 تولد، رایج است. علائم این بیماری در حدود دو تا هشت هفته پس از زایمان ظاهر می‌شود. هنگامی که یک کودک مبتلا به کلستازی باشد، جریان صفراوی از کبد به کیسه صفرا مسدود شده و این باعث می‌شود که صفرا در داخل کبد به دام افتاده و در نهایت باعث نارسایی کبد شود.

در ابتدا، علائم کلستازی مانند علائم زردی نوزادان، یک بیماری معمولی بی‌ضرر که معمولا در نوزادان دیده می‌شود، قابل تشخیص نیستند. علائم متفاوتی از کلستازی معمولا بین دو تا هشت هفته پس از تولد مشخص می‌شود. نوزادان و كودكان مبتلا به کلستازی پیشرفته، وضعیتی است كه در آن صفرا نمی‌تواند كبد را ترک كند و در داخل آن جمع می‌شود. هنگامی که کبد، بیلی‌روبین را از طریق مجاری صفراوی به صورت صفرا خارج نمی‌کند، بیلی روبین شروع به جمع شدن در خون کرده و علایم ایجاد می‌شوند. این علائم عبارتند از زرد شدن پوست، خارش، جذب کم مواد مغذی (باعث تاخیر در رشد)، مدفوع کمرنگ، ادرار تیره و شکم تحریک شده. این بیماری اگر بدون درمان باقی بماند، ماده صفراوی می‌تواند منجر به نارسایی کبدی شود. بر خلاف دیگر انواع زردی،  کلستاز وابسته به صفراوی آپریزی اغلب باعث کریستال شدن، یک نوع آسیب مغزی ناشی از اختلال عملکرد کبدی می‌شود. این به این دلیل است که در کلستازی صفراوی، کبد بیمار هنوز قادر به ساخت بیلی‌روبین است اما قادر به عبور از مانع خون مغزی نیست.

بررسی رابطه بین تاثیر 14 ژن در این بیماری، تشخیص و توسعه درمان‌های جدید را فراهم می‌کند. یک روش بررسی بسیار قوی، طراحی یک آزمایش بالینی برای فعال کردن مسیر گلوتاتیون است. گلوتاتیون مولکولی است که در نوزادان با کلستازی صفراوی بسیار بیان شده است. فعال‌سازی مسیر، توسط آنتی‌اکسیدان NAC در جهت بهبود جریان صفراوی و جلوگیری از پیشرفت فیبروز صورت می‌گیرد.

محققان بیوپسی‌های کبدی و داده‌های بالینی از نوزادان مبتلا به کلستازی که جریان صفراوی در آن‌ها کاهش یا متوقف شده بود را دریافت کردند. نوزادان در مرکز تحقیقات بیماری‌های کبد کودکان مطالعه شدند. بیوپسی‌های کبدی در زمان تشخیص بیماری به دست آمده است.  دانشمندان NAC را به موش‌های نوزاد مبتلا به کلستازی و فیبروز، که بیلی‌روبین و فیبروز کبدی را کاهش می‌دهد، تجویز کردند. بیلی‌روبین یک ماده زرد نارنجی است که در طول تجزیه عادی گلبول‌های قرمز ساخته می‌شود. بیلی‌روبین از طریق کبد عبور و در نهایت از بدن دفع می‌شود. با این حال، سطوح بالاتر این ماده می‌تواند مشکلات کبدی ایجاد کند.

دکتر Bezerra بیان می‌کند: “ما هنوز نمی‌دانیم که آیا NAC در نوزادان مبتلا به کلستازی ایمن و موثر است یا خیر. آزمایشات بالینی آینده قطعا تاثیر این ماده را در این بیماری مشخص خواهد کرد.”

 

منابع:

Bezerra, J.A., Wells, R.G., Mack, C.L., Karpen, S.J., Hoofnagle, J.H., Doo, E. and Sokol, R.J., 2018. Biliary Atresia: Clinical and Research Challenges for the Twenty‐First Century. Hepatology68(3), pp.1163-1173.

Berauer, J.P., Mezina, A.I., Okou, D.T., Sabo, A., Muzny, D.M., Gibbs, R.A., Hegde, M.R., Chopra, P., Cutler, D.J., Perlmutter, D.H. and Bull, L.N., 2019. Identification of Polycystic Kidney Disease 1 Like 1 Gene Variants in Children With Biliary Atresia Splenic Malformation Syndrome. Hepatology.

Mack, C.L., Spino, C., Alonso, E.M., Bezerra, J.A., Moore, J., Goodhue, C., Ng, V.L., Karpen, S.J., Venkat, V., Loomes, K.M. and Wang, K., 2019. A Phase I/IIa trial of intravenous immunoglobulin following portoenterostomy in biliary atresia. Journal of pediatric gastroenterology and nutrition68(4), pp.495-501.

نوشته شده در

استرس اکسیداتیو و التهاب

استرس اکسیداتیو به عنوان عدم تعادل بین تولید گونه‌های اکسیژن فعال (ROS) و از بین بردن آنها توسط مکانیسم‌های محافظ مشاهده می‌شود، که می‌تواند منجربه التهاب مزمن شود. استرس اکسیداتیو می‌تواند عوامل مختلف رونویسی را فعال کند، که منجربه بیان افتراقی برخی از ژن‌های درگیر در مسیرهای التهابی می‌شود. التهاب ناشی از استرس اکسیداتیو عامل بسیاری از بیماریهای مزمن است. پلی‌فنول‌ها پیشنهاد شده است که به عنوان درمان کمکی برای اثر ضدالتهابی احتمالی آنها ، همراه با فعالیت آنتی اکسیدانی و مهار آنزیم های درگیر در تولید ایکوزانوئیدها مفید است. اخیرا تحقیقاتی با هدف بررسی خواص پلی‌فنول‌ها در ضد التهاب و اکسیداسیون و مکانیسم‌های پلی‌فنول‌های مهار‌کننده مسیرهای سیگنال‌دهی مولکولی که توسط استرس اکسیداتیو فعال شده‌اند، و همچنین نقش‌های احتمالی پلی‌فنول‌ها در اختلالات مزمن التهابی انجام شده‌است. چنین داده‌هایی می‌تواند برای پیشرفت در درمان داروهای آنتی‌اکسیدان آینده و داروهای جدید ضدالتهابی مفید باشند.
التهاب یک مکانیسم دفاعی طبیعی در برابر عوامل بیماری زا است و با بسیاری از بیماری‌های بیماری‌زا مانند عفونت‌های میکروبی و ویروسی، قرار گرفتن در معرض آلرژن‌ها، تشعشعات و مواد شیمیایی سمی، بیماری‌های خودایمن و مزمن، چاقی، مصرف الکل، مصرف دخانیات و … همراه است. رژیم غذایی بسیاری از بیماری‌های مزمن مرتبط با تولید بیشتر ROS منجربه استرس اکسیداتیو و انواع اکسیداسیون پروتئین می‌شود. علاوه براین، اکسیداسیون پروتئین به آزادشدن مولکول‌های سیگنال‌های التهابی تبدیل می‌شود و پراکسی‌ردوکسین 2 (PRDX2) به عنوان یک سیگنال التهابی شناخته شده‌است.

رابطه بین استرس اکسیداتیو و التهاب توسط بسیاری از محققان تایید شده‌است. استرس اكسيداتيو در بيماري‌هاي مزمن التهابي نقش بيماري‌زايي دارد. آسیب استرس اکسیداتیو مانند پروتئین‌های اکسیده‌شده‌، محصولات گلیکوزیزه شده و پراکسیداسیون لیپید منجربه تخریب نورون‌ها می‌شود که بیشتر در اختلالات مغزی گزارش می‌شود. ROS های ایجاد شده در بافت‌های مغزی می‌توانند ارتباط سیناپسی و غیرسیناپسی بین نورون‌ها را تعدیل کنند که منجربه التهاب عصبی و مرگ سلولی و سپس ازبین رفتن حافظه می‌شود.

گلوتاتیون تری‌پپتید (GSH) یک آنتی‌اکسیدان تیول داخل سلولی است. سطح پایین‌تر GSH باعث تولید بیشتر ROS می‌شود، که منجربه عدم تعادل پاسخ ایمنی، التهاب و حساسیت به عفونت می‌شود. مطالعه در مورد نقش GSH و فرم اکسیده شده آن و عملکرد نظارتی آنها و بیان ژن در فراتر از فعالیتهای اصلاح رادیکال آزاد در ارتباط با GSH نشان می‌دهد که GSH از طریق دی سولفیدهای مختلط بین سیستئین پروتئین و گلوتاتیون‌ها در تنظیم سیستم ایمنی مشاركت می‌كند.

محرکهای التهابی باعث انتشار پرکسی‌ردوکسین۲، یک آنزیم درون سلولی فعال ردوکس می‌شود. پس از انتشار، به‌عنوان یک واسطه التهابی وابسته به ردوکس عمل می‌کند و ماکروفاژها را برای تولید و رهاسازی TNF-α فعال می‌کند. سالزانو و همکاران با استفاده از روش‌های پروتئومیکی طیف سنجی جرمی نتیجه گرفتند که پراکسی‌ردوکسین(PRDX2) و تیروکسین (TRX) از ماکروفاژها می‌توانند وضعیت ردوکس گیرنده‌های سطح سلول را تغییر داده و باعث القاء پاسخ التهابی شوند، که یک هدف درمانی جدید بالقوه برای بیماری‌های التهابی مزمن ایجاد می‌کند.

منابع:

 .Oxidative Medicine and Cellular Longevity,Volume 2016, Article ID 7432797, 9 pages,Oxidative Stress and Inflammation

Fernández-Sánchez, A., Madrigal-Santillán, E., Bautista, M., Esquivel-Soto, J., Morales-González, Á., Esquivel-Chirino, C., Durante-Montiel, I., Sánchez-Rivera, G., Valadez-Vega, C. and Morales-González, J.A., 2011. Inflammation, oxidative stress, and obesity. International journal of molecular sciences, 12(5), pp.3117-3132.

نوشته شده در

انسولین در مقابله با استرس اکسیداتیو و التهاب موثر نیست

تزریق زیرپوستی انسولین (CSII) برای درمان دیابت نوع ۱ به عنوان استاندارد طلایی مطرح است. این روش تزریق گرچه به اندازه تزریق داخل بطنی، فیزیولوژیک نیست اما می‌تواند در بسیاری از بیماران باعث تغییرات گلایسمیک شود که خود یک محرک قوی تولید گونه‌های فعال اکسیژن است. با وجود اینکه نقش این استرس اکسیداتیو در دیابت به عنوان یک عامل مطرح است و خصوصیات دقیق آن مشخص نشده است، مخصوصا در کبد که به عنوان یک ارگان حساسیت به انسولین مدنظر است. در طی شرایط فیزیولوژیک، یک سیستم آنتی‌اکسیدانتی طبیعی مسولیت تنظیم تعادل را بر عهده دارد. بقای میزبان نیز به قابلیت سلول و بافت به قابلیت مقابله و یا سازگاری با این استرس بستگی دارد. بافت باید بتواند در مقابله با این استرس به ترمیم و یا حذف مولکلول‌ها و سلو‌ل‌های آسیب دیده بپردازد.

سیگریست و همکاران در مرکز مطالعات دیابت اروپا (CEED، استراسبورگ، فرانسه) در ژانویه سال ۲۰۱۶ در مقاله‌ای که در ژورنال Experimental Biology and Medicine‌ چاپ شد نشان دادند که در مدل دیابتی رت، افزایش سریعی در استرس اکسیداتیو هپاتیک و بیومارکرهای التهابی اتفاق می‌افتد که به همراه کاهش بسیار شدید ذخیره گلیکوژن و سنتز پروتئین است. با تجویز مداوم زیر پوستی انسولین بوسیله یک مینی-پمپ اسموتیک، استرس اکسیداتیو در کبد و بصورت سیستمیک کاهش یافت اما با ادامه یافتن وضعیت دیابتیک این کاهش از بین رفت. در حقیقت، CSII نتوانست تعادل گونه‌های آنتی و پرواکسیداتیو را حفظ کند. این نتایج برای اولین بار نشان داد که برای مقابله با عوارض دیابت، استفاده از درمان آنتی‌اکسیدانتی می‌تواند یک روش جدید باشد چرا که درمان‌های معمول با انسولین به تنهایی برای محافظت کبد در مقابل عوارض مزمن دیابت کافی نیست. از این جهت نتیجه‌گیری می‌شود که ترکیب درمان انسولین با سایر مواد درمانی جهت مقابله با استرس اکسیداتیو و التهاب مورد نیاز است.

نوشته شده در

آنتی‌اکسیدان‌ها، درمان جدید پارکینسون

محققان گزارش دادند که گروه جدید و قدرتمند آنتی­‌اکسیدان‌ها می‌­تواند درمانی قوی برای بیماری پارکینسون باشد.

طبق تحقیقات دکتر بابی توماس، دانشمند عصب دانشکده پزشکی گرجستان و نویسنده مقاله در مجله Antioxidants & Redox Signaling ،  یک گروه از آنتی اکسیدان ها با نام  triterpenoidمصنوعی مانع پیشرفت پارکینسون در یک مدل حیوانی شده است.

 

توماس و همکارانش توانستند از مرگ سلول‌های مغزی تولید کننده دوپامین که در طی پارکینسون رخ می­‌دهد جلوگیری کنند که این عمل با استفاده از داروهای تقویت کننده  Nrf2، یک آنتی‌­اکسیدان طبیعی و ضدالتهابی قوی صورت گرفته است.

استرس­ها و قرار گرفتن در معرض آسیب­‌های مختلف، باعث افزایش استرس اکسیداتیو می‌­شوند و بدن با التهاب که بخشی از روند بازسازی طبیعی است پاسخ می‌­دهد. این التهاب باعث ایجاد محیطی در مغز می­‌شود که برای عملکرد طبیعی آن مفید نیست. علائم آسیب اکسیداتیو در مغز پیش از آنکه سلول های عصبی در اثر پارکینسون از بین بروند، قابل تشخیص است.

 

ژن Nrf2 به عنوان تنظیم­‌کننده اصلی استرس اکسیداتیو و التهاب به طور قابل­‌توجهی در زمان شروع پارکینسون کاهش یافته و در واقع، فعالیت Nrf2 به طور معمول با افزایش سن کاهش می‌یابد. دکتر توماس بیان می­‌کند: “در بیماران پارکینسون شما به وضوح می­‌توانید افزایش قابل توجهی از استرس اکسیداتیو را مشاهده کنید، به همین دلیل از داروها به صورت انتخابی برای فعال کردن Nrf2 استفاده کردیم.”

 

آن­ها تعدادی از آنتی‌­اکسیدان‌هایی را که در حال حاضر تحت مطالعه برای طیف گسترده‌ای از بیماری‌­ها مانند نارسایی کلیه، بیماری­های قلبی و دیابت است، تجزیه و تحلیل کردند و تری­ترپنوئیدها را موثرترین ترکیب بر روی Nrf2 یافتند. دکتر مایکل اسپارن، استاد داروسازی، سم شناسی و پزشکی در دانشکده پزشکی داکوتای جنوبی، توانست ترکیب شیمیایی تری­ترپنوئیدها را جهت محافظت از بروز خونریزی مغزی تغییر دهد.

 

هم­چنین در نوروبلاستمای  انسانی و سلول‌های مغزی موش توانستند مقدار افزایش Nrf2 در پاسخ به تولید تریترپروئیدهای مصنوعی را ثبت کنند. سلول‌های dopaminergic انسان برای بررسی در دسترس نیست بنابراین دانشمندان از سلول­های نوروبلاستوما انسان استفاده می­‌کنند که درواقع سلول‌­های سرطانی هستند که خواصی مشابه با نورون دارند.

 

شواهد اولیه نشان می‌دهد که سنتز تریترپروئیدهای مصنوعی فعالیت Nrf2 در آستروسیت‌ها را افزایش می‌­دهد. آستروسیت نوعی سلول مغزی است که نورون­ها را تغذیه می‌­کند و برخی از پسماندهای آن­را از بین می‌­برد. این داروها در موش آزمایشگاهی که ژن nrf2 حذف شده است، از سلول­های مغز محافظت نمی‌کند که اثبات می­کند Nrf2 هدف این دارو است.

 

محققان از پروتئین قدرتمند نوروتوکسین MPTP برای مقابله با آسیب سلول‌های مغز مانند پارکینسون در عرض چند روز استفاده کردند. آنها اکنون به تاثیر تریترپنوئید‌های مصنوعی در یک مدل حیوانی می‌­پردازند که از نظر ژنتیکی برای پیشرفت آهسته بیماری مشابه انسان برنامه‌ریزی شده ­است. محققان در دانشکده پزشکی جانز هاپکینز، برروی سلول‌های بنیادی pluripotent التهابی، سلول‌های بنیادی بالغ تحقیق می­‌کنند که می‌توانند نورون‌های دوپامینرژیک برای آزمایش داروها ایجاد کنند.

 

منبع:

Kaidery, N.A., Banerjee, R., Yang, L., Smirnova, N.A., Hushpulian, D.M., Liby, K.T., Williams, C.R., Yamamoto, M., Kensler, T.W., Ratan, R.R. and Sporn, M.B., 2013. Targeting Nrf2-mediated gene transcription by extremely potent synthetic triterpenoids attenuate dopaminergic neurotoxicity in the MPTP mouse model of Parkinson’s disease. Antioxidants & redox signaling18(2), pp.139-157.